اینم نمونه تشکر ما از کسانی که بهترین هستن و فکر می کنن ما هم اونا رو به اندازه خودشون دوست داریم و به قول شاعر که میگه و ناگهان چه زود دیر می شود![]()
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....دل هيچ کسي رو نشکن
مادر عزیز واقعا دوستت دارم امید وارم همیشه لایق دوست داشتنت باشم و لایق آن باشم که تو مرا خاک کنی نه سر نوشت![]()
و من که مسافری غریب در این وادی ام آشنایی چون تو دارم مادر
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت
!!!...خدايا با من قهري
....بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است
!!!- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم
!!!!- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيمبنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد
و باز هم ... !
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت
امروز باید برای من یکی از بزرگترین و بهترین روزها در تمام عمرم می بود ولی... امروز روز تولد تنها ترین کسم بهترینم و در یک کلام تمام هستیم بود ولی افسوس که...
لذت شبهای ما را روزگار از ما گرفت ای خوش آنروزی که ما هم روزگاری داشتیم
![]()
امروز من با تمام تنهاییم فریاد میزنم گل من شکفتنت مبارک و ای کاش هیچ گاه پژمرده نباشی با اینکه امروز کنار تو نیستم وتو شاید فرسنگها از من دور باشی ولی خود بهتر ازهر کسی می دانی که چگونه و چقدر دوستت دارم.
شاید امروز بازی روزگار ما را اینگونه از هم جدا انداخت لیک همچنان که دیروز می گفتم برای امروز هم فردایی هست واز پس آن فرداها می آید
شاید همین فردا باز کنار هم باشیم و تولدی دیگررا جشن بگیریم
اری من امروز بدون تو وبرای تو می نویسم شاید که فردا باهم بخوانیم
همه وجود من تویی ای ساقی نور شب و روز من تویی ای ساقی
در کنج دلم شمع نسوزد تنها پروانه قلب من تویی ای ساقی
همه دنیا به فدایت گل من تک گل زندگی ام فقط تویی ای ساقی
قاصدی داد دلم را خبر از روزوصال باش کان مژده در این روز تویی ای ساقی

با سلام خدمت تمامی عزیزانی که متن بالا رو مطالعه کردن همون طور که گفتم امروز روز تولد بهترین من بود. کسی که باعث شد من امروز در میان شما اینگونه حاضر باشم و تا به حال به اینجایی برسم که شاید تا ۱۰ سال بعد به تنهایی نمیتونستم حتی به نصف اون برسم ولی افسوس و هزار افسوس که که امروز پیشم نیست تا کنار خودش جشن بگیرم و شادی کنم ما امروز بازیچه بازی شدیم که شاید حقمون نبود و ...
زندگی شعله شمعیست که در بزم وجود به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است
به امید روزی که باز این جدایی به پایان برسه و باز ما {همه جدا افتاده ها} کنار عزیزمان باشیم
ما جدا افتادگان را هیچکس غمخوار نیست جان فدای یار کردن پیش ما دشوار نیست
تقدیم به عزیز کلبه تنهاییم: m.i.t.r.a
۱۳۸۶/۱۱/۱۵ I love you for ever
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت
سلام.
با سرمای دانه های سفیدی که تند و یکریز از آسمان فرو می ریزند.....عجیب آشنا هستم....
این روزها غمی مبهم رهایم نمی کند....و این سفیدی روی ماشینها و خیابانها و شاخه ها حالتی عجیب به
لحظه هایم داده است.......
امسال نمی توانم برف بازی کنم اما نمی گویم حیف.......
حوصله ای برای برف بازی نیست......
اما هنوزاز فصل تابستان دلخورم و برف را دوست دارم.
حادثه ی حضور یک فرد در پیشگاه انسانهای والاتر حادثه ی عجیبی است.
تا بعد!
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت
گنجشکک خیس قصه هایت باشم
در یک شب سرد ناگزیر از باران
من راوی کل ماجرایت باشم
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت

گویند فضای عشق، وهم انگیز است
گویند دوای عاشقی، پرهیز است
انگار زمین و آسمان شک دارند
عمریست بهار، عاشق پاییز است
نوشته شده توسط مسافر غریب زندگی در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

عاشقت گشتم تو گفتى عاشقان ديوانه اند
عاقبت عاشق شدى ديدى كه خود ديوانه اى
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
سلام
من آن موجم
بارزترین خصوصیت قلب:
عشق یعنی ...؟
زیباترین فرشته:
نگاه شاهد عشق
مطالب آموزشی برای چت زندگی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY